تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 8 بهمن ماه سال 1390 ساعت 6:01 PM


تا گلو در خواب هایم فرو می روم

در لباس هایی شبیه تنم

چند قدمی به تو نزدیک می شوم

اما کسی باور نمی کند

تا زمانی که اعتراف می کنم

در من زمستانی اتفاق افتاده است

حتی همین لحظه

در من نفس می کشد

بوی باروت

تمام مغزم را پر کرده است

می خواهم بیرون بروم

به اندازه تمام قدم هایت

در خواب های بعدی ام

چشم بگذارم

اما می دانم این سفر

امشب به پایان می رسد

و  زن های زیادی

در من راه می افتند

از گلویم می گذرند

تا به مرگم اعتراف کنند!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 28 آبان ماه سال 1390 ساعت 11:00 AM


قرار بود

اول تو بمیری

تا شبیه سربازها

تشییع ات کنند

و من انقدر

گریه کنم

که خواب هایم

پر از کابوس شوند

بارانی بلندی بپوشم

سیگاری بکشم

برف بیاید

تو فرشته شوی

و پای تمام گلوله هایی

که به سمت‌ات می آید

فریاد بکشی


حالا قبل از اینکه

پلکهایت را ببندی

رد پوتین ها را ببین!

دارم به این رابطه

شک می کنم!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 22 شهریور ماه سال 1390 ساعت 10:36 AM


نقش من

در این بازی تمام می شود

وقتی پیدایت می کنم

میان جیغ هایی که می کشی

و  زن های زیادی

که از گوشه تاریک شعرهایم

برایت دست تکان می دهند

شبیه جنازه ای

که پیراهن سیاهش را

سال ها پیش

به من بخشید

یا پارچه سفیدی

که در کابوس هایم

به چشم هایم می بندی

دیگر چه می خواهی

از خواب هایم

در ساعت های بی پایانی که

هر دو سکوت می کنیم!


موهایم را

از پیشانیم

کنار می زنم

انگار همین دیروز بود

که چراغ خانه ات

برای لحظه ای کوتاه

روشن شد!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 30 تیر ماه سال 1390 ساعت 6:57 PM

 

شک نداشته باش 

چند دیوار آنطرف‌تر 

زمستان می‌شود 

مثل شبی که خواب دیدم 

سایه ای را 

به دوش می‌کشم 

شبیه پیراهن سفیدی 

که در خواب‌های من می‌پوشیدی 

و من که فکر می‌کردم 

ساعت پنج غروب 

آخرین روز هفته است 

 

حالا وقتی که تنها می‌شوم 

همین که باد بیاید 

همسایه ها 

دور هم حلقه می‌زنند 

چشم‌های مرا می‌بندند 

و به خواب‌هایم برمی‌گردند

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 18 خرداد ماه سال 1390 ساعت 11:03 AM

 

این روزها 

بی حواس تر از گذشته 

به همه چیز فکر می کنم 

به آدم هایی که 

همدیگر را در آغوش می گیرند 

یا همین همسایه ی بالایی 

که سیگارش را 

صبح زود روشن می کند 

به صفحه آخر این هفته 

فکر می کنم 

به شعرهایی که برایت گفته ام 

به سایه های مشکوکی که هر روز 

لباس مشکی می پوشند 

 

گریه نکن خانم الف! 

وقت زیادی نداریم 

همین روزها که من بمیرم 

تمام کلاغ های خیابان ما 

شاعر می شوند!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6    >>