یکشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 11:10 ق.ظ

 

اواخر یکی از این روزها 

می‌‌آیی 

موهایم را شانه می‌زنی    

تمام ساعت ها را 

برای پنج غروب کوک می‌کنی 

و  من برای آخرین بار 

گریه می کنم 

خواب هایم سیاه می شوند 

خورشید 

در تمام خیابان ها غروب می‌کند 

و  تو برای همیشه می‌روی! 

 

بعداز ظهر یکشنبه است 

نامه هایت را 

به همسایه بالایی داده ام 

و با تمام ترسی که دارم 

به انتهای خیابان قبلی فکر می کنم!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 06:05 ب.ظ

برای الهام که آخرین بار آخر همان خیابان دیدمش! 

 

 

 

زمستان که بیاید 

خواب آدم برفی می بینم 

شمعدانی های کنار پنجره را 

آب می دهم 

نزدیک غروب 

کنار تیر چراغ برق 

منتظر آمدنت می‌شوم 

تا بیایی 

با چشم هایم بازی کنی 

و  من که خیلی وقت است ندیدمت 

هزار بار خواب‌هایم را  

تعبیر می‌کنم. 

خسته نمی‌شوم 

راحت نمی‌شوی 

می‌خندی 

و  من که خواب نمی‌بینم 

آنقدر از سایه‌ام بیزارم 

که سال‌هاست 

هر کس 

از کنار جنازه‌ام رد می‌شود 

بی‌اختیار گریه می‌کنم 

و  از انتهای این خیابان می‌ترسم 

از اواخر فروردین می‌ترسم 

از آخرین سه‌شنبه‌ای که رفتی می‌ترسم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 24 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 07:38 ب.ظ

روی جنازه ام 

یادگاری ننویس 

حالا که هیچ 

دیوانه خانه ای 

قبولم نمی کند 

و روسری سفیدت را 

محرم خواب هایم کن 

که خیلی وقت است 

رویا ندیده ام. 

 

اینجا 

انتهای این خیابان 

گاهی که دیوانه می شوم 

دستم را 

روی چشمم می گذارم 

و انگار تمام روز را 

به هر عابری که می رسم 

می گویم: 

خیلی خسته ام! 

راستش را بخواهید 

همین دیروز سنگسارم کردند!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 06:59 ب.ظ

این برف هر کجا که ببارد 

رد پای مرا سفید می کند 

زمستان تو را سیاه! 

بلند شو! 

اسفند نزدیک است 

و  من از ترس تولد 

باز به سه شنبه هفته پیش  

بر می گردم. 

همه جا بوی گریه می گیرد 

و  دختران محله پایین 

مرا با دست نشان می دهند. 

 

از خودم کنار کشیده ام 

و  میدانم 

یکی از همین هفته ها 

دوباره از ترس نیامدنت 

موهایم را کوتاه می کنم 

لباس رسمی می پوشم 

و  به زمستان های بعدی 

فکر می کنم...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 20 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 05:53 ب.ظ

دارم کلافه می شوم 

از این نفس کشیدن های مداوم 

انگار مدت هاست 

که راه نرفته‌ام 

دارم خسته می شوم 

با این که 

مظنون همیشگی‌ام 

 

امروز 

بیست و چهارم خرداد هشتاد و چهار

یکی از همان 

سه شنبه های لعنتی‌ست! 

ما زیر سایه‌ی درختی 

آرام و بی صدا 

بغض گمشده‌ی خود را 

زیر نفس هایمان 

پنهان می کنیم. 

 

ساعت  

حوالی چهار بعد از ظهر است 

چقدر دوست دارم 

تا دیر نشده 

به خانه برگردم 

مدت هاست  

دلم می خواهد 

سیگارم را 

پشت پنجره‌ی  اتاقم بکشم!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
<<    1       2       3       4       5       ...       8    >>