وقتی دیوار هم دفتر بود
Home . Email . Profile
با شال و کلاه
آدم ها
با پالتو
هیچکس مثل من
زمستان را به خودش راه نداد
تکیه می کنم
به سکوتت
گوش می دهم
و آغوشم
زیر ِ
خروارها برف است
آنقدر که
در تنگی بریزم
و به ماهی قرمزی
دلخوش کنم
از خیابان می گریزند
و هرکدام در بن بستی
تنها می شوند
شب ها بیدار است
و با لالایی شعرهام
خوابش نمی برد
پاییز از درخت شروع شد
زمستان از درخت شروع شد
عشق هم
از تو
سفید باشم
مثل کاغذی که
برای نوشتن تو آماده کرده ام
و قرار است
سیاه شود
کنار رودخانه می نشینم
من به خروش او گوش می دهم
او هم
به سکوت من
میان شعرهایی تهی
مثل انارهایی که
از دانه تهی شده باشند
مثل چشمه هایی که
از آب
در گذرگاه بیراهه هایی که
هرکدام
به او ختم می شدند
کسی نپرسید
ابرهای بی باران
کجا رفتند
گریه ام را
خواب هایم را
حالا اوست
که می خندد
گریه می کند
خواب می بیند
و من عروسک بی جانی
پشت میز و دفترم
دستی ست
که به سمتت دراز می کنم
دستی
که نمی رسد
در تاریکی شعر
تا به ناله ام
که میان سطرها می پیچد
گوش بدهم
بادبادک و بادکنک هدیه می دهند
بزرگتر ها
ماهواره و موشک
بچه ها دارند
رویای پروازشان را می بخشند
بزرگتر ها
حسرت آن را
برای دو دقیقه کسوف شد
از همه جای کشور آمدند
با دوربین های آماتور و حرفه ای
با عینک های مخصوص
یک بار هم در اتاق من
برای همیشه کسوف شد
تنهایی تماشایش کردم
بدون دوربین
بدون عینک
دریا بودی
و من کوری
که روی صخره ای وسط دریا
بیهوده انتظار می کشید
به آسمان نگاه می کنم
و دلگیرم
چرا از آدم ها
رد پایشان می ماند
نه رد نگاهشان
طلاق
سیاست
ویرانه های شهر
می گفت دردهای جامعه را بگو
این جامعه ی لعنتی
که جمع همه ی دردهاست
در قطره ی اشکی از چشم های تو
اما به مردابی ریختم
مثل رودخانه
به مردابی که
گل های قشنگی داشت
تَ تق
تَ تق
تَ تق
......
......
ریلی از عبورت
می تپد
و پارک را پیاده می روم
فکر می کنم به خورشیدی که
دیگر بالای سرم نیست
در جیب پالتوام
پنهان است
تا سرما نخورد
دیگر آن کوچه به اسمت نیست
می بینی؟
در خاطراتم هم گم شده ام
Wish you were here*
So, so you think you can tell
Heaven from Hell,
Blue skies from pain.
Can you tell a green field
From a cold steel rail?
A smile from a veil?
Do you think you can tell?
Did they get you to trade
Your heroes for ghosts?
Hot ashes for trees?
Hot air for a cool breeze?
And cold comfort for change?
Did you exchange
A walk on part in the war,
For a lead role in a cage?
How I wish, how I wish you were here.
We're just two lost souls
Swimming in a fish bowl,
Year after year,
Running over the same old ground.
What have we found
The same old fears.
Wish you were here.
کاش اینجا بودی**
پس،پس تو فکر می کنی بتونی تشخیص بدی
بهشتُ از جهنم
آسمون آبیُ از درد؟
می تونی یه مزرعه ی سرسبزُ
از یه ریل سرد آهنی تشخیص بدی؟
یه لبخندُ از یه نقاب؟
می تونی؟
اونا کاری کردن که
قهرماناتُ جای اشباح بدی؟
خاکسترای داغُ جای درختا؟
هوای داغُ جای یه نفس خنک؟
و راحتیِ بی روحُ جای تغییر؟
یه پیاده روی ِشریکی توی میدون جنگُ
با یه نقش اول تو یه قفس عوض کردی؟
چقدر دلم میخواس،چقدر دلم میخواس اینجا بودی
ما دوتا روح گمشده ایم
شناکنان تو یه تنگ ماهی
سال به سال
در حال دویدن رو همون زمین قدیمی
چی به دست اوردیم؟
همون ترسای قدیمی
چقدر دلم میخواس اینجا بودی
*PINK FLOYD
**فارسی نوشتش از خودم